قالب وبلاگ قالب وبلاگ
اس ام اس باحال
X
تبلیغات
پارس هاب
 
اس ام اس باحال
اس ام اس ضد حال .جک .داستانک.طنز.جدید
صفحه نخست           نسخه موبایل          عناوین مطالب              قالب وبلاگ           تماس با من

پای سگ بوسید مجنون خلق گفتند این چه بود؟
گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود


شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه
عشق قشنگی!!!


یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 :: 01:26 ق.ظ ::  نویسنده : مسعود
از کلیه کسانی که به علت جهاد اقتصادی توانایی فرستادن اس ام اس را ندارند تک زنگ هم

پذیرفته می شود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دست ظفر، تفنگ بادی داریم / شمشیر جهاد با کسادی داریم
سنجد بخورید جای آجیل مدام / امسال جهاد اقتصادی داریم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فخر فروشی در سال ۹۰ !
دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر
تازه لامپامون هم روشن بود !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به دلیل گرانی نان بازی نون بیار کباب ببر  غیر قانونی اعلام شد!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دوست دارم شمع باشم دردل شبها بسوزم

گر تو هم با من نسوزی من خودم تنها بسوزم

قبض برقم آمده دیشب ، فیوزم را پرانده

حال دانستی چرا تصمیم دارم تا بسوزم؟

یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 04:19 ب.ظ ::  نویسنده : مسعود

اینم چند تا جوک که تازه دزدیدم 

گردوخاک میره تو چش غضنفر میره چلوی آینه تو چشمش فوت میکنه خانمش میگه دیوونه تو فوت نکن بزار اون فوت کنه.

 

 

به غضنفر میگن بابات چند سالشه ؟ میگه نمیدونم خیلی وقته داریمش!

 

غضنفر مربی فوتبال میشه ، شماره 10 رو میکشه بیرون دوتا شماره 5 میفرسته تو!!!

 

غضنفر آلزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری؟

میگه : خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی آشنا می شم

 

غضنفر توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده هی حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم

 

 

به یارو میگن : نظرت راجع به روزنامه ها چیه؟ میگه جام جم خشکه - رسالت تیزه - همشهری نرمه - کیهان عالیه . . . با بقیه هنوزشیشه پاک نکردم.

 

 

به غضنفر میگن پاشو بیا ولایت بابات مرده-میگه دروغ میگید یه اتفاقی افتاده شما نمیخواین به من بگید.

یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 04:17 ب.ظ ::  نویسنده : مسعود

روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشک آبادانی میره طرفش میگه کاکا وسعت پر و حال میکنی عقابه میگه بروحوصلت و ندارم گنجشکه بازم پیله میکنه میگه کاکا وسعت باله رو حال میکنی عقابه بازم میگه بروحوصلت و ندارم وگرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه گنجشکه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میریزه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کاکاهیکل و حال میکنی 


آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!..
 

دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.
دومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟
 

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!

آبادانیه با آرنولد میره دزدی به آرنولد میگه :این چراغ قوه رو بگیر تا دیوار رو برومبونم یارو هی کلنگ میزنه دیوار هیچی نمیشه آرنولد میگه :بده من کلنگ رو تو چراغ بگیر یه کلنگ میزنه دیوار میریزه آبادانیه میزنه رو شونه آرنولد میگه :حال کردی اینجور چراغ میگیرن

یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

به یارو میگن: زودباش قطار میره!
میگه : کجا میخواد بره بلیط دست منه! 

 یه آبادانی به مغازه میرود و میگوید بلوز داری مغازه دارمیگه نه میگه شلوار داری میگه نه آبادانی باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته کا لباس داریم

پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 04:52 ب.ظ ::  نویسنده : مسعود

جایزه 

متاسفانه فقط یک نفر از دوستان توانست به یکی و فقط یکی از سوال ها درست جواب بدهد و او کسی نیست جز ناهید خانم. 

 

که از او خواهش می کنم جهت دریافت جایزه مورد نظر خود مدارک زیر را برای ما ارسال کنند 

کپی شناسنامه تمام صفحات 3 سری 

کپی کارت ملی 

کپی کارت معافی برای اقایان 

کپی سند سیم سرب خانه یا اجاره نامه 

کپی صفحات اول و دوم والدین و اعضای خانواده 

فیش آب و برق و گاز   

 

و اما جواب 

1-نفر سوم دروغ گو بوده.  

2- اولی دختر بوده و فقط یه برادر داشته که کنارش نشسته بوده پس برادرش برادر دیگه ای نداشته.

پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 04:26 ب.ظ ::  نویسنده : مسعود

معمای جدید    

 

به 4 تا دختر که رو یه لوله نشستن چی میگن؟ 

یه سیخ جیگر 

به یه فیل که لباس خواب پوشیده چی میگن؟  

میگن شب بخیر 

  

و اما  

معما 

1-سه نفر پشت سر هم راه میرفتن از اولی پرسیدن چند نفر پشت سرته گفت 2 تا از دومی پرسیدن چند نفر پشت سرته گفت 1 از سومی پرسیدن چند نفر پشت سرته گفت:3 تا چرا؟ 

2-2نفر کنار هم نشسته بودن از یکی پرسیدن چند تا برادر داری گفت بغل دستیم از بغل دستیش پرسیدن چند تا برادر داری گفت:من برادر ندارم 

چرا؟ 

جهت دریافت جایزه شماره تلفن یادتون نره

سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 :: 12:35 ب.ظ ::  نویسنده : مسعود
.: Weblog Themes By PICHAK :.
   1      2       3    >>
 
   
قالب وبلاگقالب وبلاگ